سایه سهمیه برسر عدالت آموزشی

محمدصادق خسروی علیا ـ خبرنگار: بحث سهمیه ها در کنکور سراسری پرچالش ترین موضوعی است که بر سر آن در نظام آموزش عالی مناقشات بسیاری وجود دارد و مدت هاست با ابهامات و اعتراض های مختلفی روبه روست و عدالت آموزشی را در کشور زیر سؤال برده است.

سایه سهمیه برسر عدالت آموزشی

نحوه سهمیه بندی و امتیازدهی در بزرگ ترین آزمونی که خیلی از والدین هنوز معتقدند نقش معین نماینده ای در آینده فرزندان شان دارد، سال هاست پیچیده و مبهم باقی مانده است. درباره سهمیه بندی کنکور انتقادهای بسیاری مطرح است و حتی بعضی آن را به عنوان نوعی رانت خواری و تبعیض و بی عدالتی آموزشی تعبیر می نمایند. این اواخر آمار و ارقامی در رابطه با سهمیه های کنکور سراسری منتشر شده که بر آتش این مناقشه دمیده ونحوه پذیرش در دانشگاه ها را زیر سؤال برده است.

حمید اکبری، قائم مقام معاون آموزشی وزیر بهداشت چندی پیش بیان کرد: بیش از 60درصد دانشجویان رشته های علوم پزشکی براساس سهمیه وارد دانشگاه می شوند. بشیر خالقی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس نیز اطلاع داد: براساس اطلاعات رسیده در سال گذشته حدود 70درصد از دانشجویان دندانپزشکی با سهمیه در دانشگاه ها پذیرفته شده اند که این موضوع نشان دهنده ضایع شدن حق دانشجویان مستعد دیگر است.

فرشاد مهرافشان، مشاور آموزشی و کارشناس آموزش عالی نیز به خبرنگاران گفت: فرزندان 80هزار عضو هیأت علمی دانشگاه ها بخش مهمی از سهمیه کنکور را به خود اختصاص می دهند. در کنار همه اینها بحث سهمیه ها تحت عناوینی مانند جایگاه فروشی در دانشگاه ها، دانشجویان فیک (قلابی) و... در رسانه ها و فضای مجازی داغ است و اکثریت دم از بی عدالتی آموزشی می زنند. مهرافشان که خود سال هاست در حوزه آموزش عالی فعالیت می نماید با بیان اینکه سال هاست که مسئله جایگاه فروشی مطرح است اما این بحث بیشتر برپایه شنیده هاست تا سند و مدرک، شرح داد: تا به حال شخصا با چنین موردی روبرو نشدم که افراد با پرداخت مستقیم پول بدون کنکور به دانشگاه رفته باشند، هرچند این موضوع همچنان بر سر زبان هاست.

بحث جایگاه فروشی در دانشگاه ها احتیاج به تحقیق و تفحص بیشتری دارد. اما موضوع سهمیه بندی فرزندان هیأت علمی شفاف و اظهرمن الشمس است. هر سال بعینه شاهد این ماجرا هستم. سال جاری نیز یکی از دانش آموزانم که پدر او هیأت علمی دانشگاه آزاد بود، انتخاب رشته کرد و در دانشگاه اردبیل رشته دامپزشکی پذیرفته شد. این دانش آموز با استفاده از سهمیه هیأت علمی پدرش، انتقال داده شد به دانشگاه روزانه خرم آباد و مجاز شده تا در رشته دندانپزشکی ادامه تحصیل بدهد. اسناد و مدارک این ادعا هم موجود است.

  • دانشجوی قلابی

این مشاور آموزشی با استناد به این مطلب که وزارت بهداشت چندی پیش اعلام نموده ما 211دانشجوی قلابی در پزشکی داریم، تحلیل کرد: این تعبیر به معنای جایگاه فروشی نیست؛ منظور تعداد دانشجویانی است که در خارج از کشور یک یا دو ترم پزشکی خوانده و حالا طبق قوانین، جذب دانشگاه معتبر داخلی می شوند. البته این قانون شامل بندها و شرایطی است که خیلی از دانشجویان طبق آن مجاز به تحصیل در دانشگاه های داخلی شده اند اما این اواخر تخلف هایی مبنی بر در نظر نگرفتن شرایط قانونی برای بعضی نورچشمی ها مشاهده شده که باعث شد تحت عناوینی چون دانشجوی فیک (قلابی)، جایگاه فروشی در دانشگاه و... در رسانه ها و فضای مجازی جنجالی گردد.

او با ارائه این آمار که در رشته تجربی 14هزار دانش آموز با معدل20 مطلق داریم، مسائل موجود در رشته تجربی و شوق دانش آموزان برای پزشک شدن را اینطور ارزیابی کرد: کل ظرفیت رشته پزشکی در ایران (پزشکی، داروسازی، دندانپزشکی) در دانشگاه های دولتی، خودگردان، آزاد و پردیس ها حدود 8هزار نفر است. این در حالی است که ما 14هزار دانش آموز با معدل 20مطلق و 28هزار دانش آموز با معدل در حد 20 در رشته تجربی داریم که غالبا با انگیزه پزشک شدن درس می خوانند. این آمارها نشان می دهد اگر کنکور هم حذف گردد و شرط معدل برای جایگزین این آزمون گردد باز هم با ظرفیتی که اکنون برای این رشته وجود دارد نمی توان جوابگو بود و مشکل را حل و فصل کرد.

مهرافشان معتقد است که ظرفیت پزشکی در کشور قابل افزایش نیست: رشته پزشکی احتیاجمند بیمارستان و فضای آموزشی خاصی است که هم اکنون با حداکثر ظرفیت و توان دانشجوی پزشکی در سال پذیرش می گردد. همین الان که در خصوص این موضوع بحث می کنیم خیلی از دانشجویان پذیرفته شده در رشته پزشکی برای گذران واحدهای عملی به ناچار به شهرهای دیگر سفر می نمایند تا در بیمارستان های خارج از حوزه دانشگاه های شان آموزش ببینند.

  • پزشکان کابینت ساز!

این مشاور آموزشی با تأکید بر اینکه ما کمبود پزشک در کشور نداریم و مشکل آنجاست که پزشکان ما از کشور خارج می شوند، گفت: باید در کنار زیرساخت هایی که برای تحصیل در رشته پزشکی مهیا می گردد تدبیری اندیشیده گردد و زیرساخت هایی برای فعالیت آنها در کشور فراهم گردد تا پزشکان ما از کشور خارج نشوند. طبق آمارها تحصیل هر دانشجوی پزشکی سالانه 100میلیون تومان برای کشور هزینه در بر دارد. در واقع دانشجویی که 7سال در این رشته درس می خواند خرج و مخارجش برای دولت 700میلیون تومان تمام می گردد.

جالب است بعد از این همه خرج و هزینه، پزشکان ما به کشورهای عربی و دیگر کشورها مهاجرت می نمایند و متأسفانه تحقیقاتی که در این زمینه به عمل آمده نشان می دهد بعضی از آنها به پیشه هایی به جز پزشکی مشغول به کار می شوند که درواقع یک فاجعه آموزشی است. به هرحال اگر این تعداد فارغ التحصیلی رشته پزشکی حتی در خارج از کشور هم طبابت نمایند حداقل به لحاظ وجدانی و انسانی قابل پذیرش است. بالاخره در جایی و در نقطه ای از این دنیا با طبابت شان به خلقی یاری می نمایند اما وقتی فارغ التحصیلان پزشکی ما به خاطر شرایطی که در داخل برای اشتغال آنها فراهم نشده مجبور به مهاجرت می شوند و در خارج از کشور نیز با بن بست و عدم پذیرش روبرو می شوند و در نهایت به مشاغلی مانند کابینت سازی، رانندگی تاکسی، خدمات تیوپلس و... روی می آورند، واقعا تکان دهنده است.

  • آمارها با جزئیات و شهامت منتشر گردد

احمد شیرزاد، عضو اسبق کمیسیون آموزش مجلس و کارشناس حوزه آموزش عالی نیز در گفت وگو با خبرنگاران با بیان اینکه در رابطه با سهمیه ها در دانشگاه های غیردولتی و دولتی ممکن است تخلفاتی صورت گیرد که باید نظارت ها و اعمال ضوابط جدی تر دنبال گردد، شرح داد: تخلفاتی ممکن است وجود داشته باشد اما اینکه به شکل سیستماتیک و نظام یافته جایگاه دانشگاه ها به فروش می رود به نظر بنده بعید و غیرممکن است. الان دانشگاه های دولتی ما به خصوص در مقطع کارشناسی نمی توانند راسا و مستقیم دانشجو بپذیرند و حتما باید به وسیله سازمان سنجش پذیرش دانشجو صورت گیرد. به عقیده او، هم اکنون راه ها و مسیرهای کافی برای پیشرفت دانشجویان و تحصیل در رشته های دلخواه وجود دارد: قبلا نسبت معناداری بین تعداد داوطلبان ورود به دانشگاه و جایگاه ها وجود داشت. فاصله بسیار بود مثلا از هر 10نفر یک نفر پذیرفته می شد اما حالا در اغلب رشته ها جایگاه خالی داریم. دراین میان بعضی رشته ها مانند پزشکی همچنان رقابت وجود دارد اما مثل قبل نیست و رقابت تا حدودی فروکش نموده است وحساسیت سهمیه بندی در دانشگاه ها به انداره 10 یا 15سال پیش نیست.

این کارشناس آموزش عالی درباره سهمیه فرزندان هیأت علمی اینطور شرح داد: یک سری امکانات در حد جابه جایی برای فرزندان هیأت علمی دانشگاه ها درنظر گرفته شده که بین دانشگاه های دولتی صورت می گیرد. همه اینها آیین نامه و ضوابطی دارد؛ هیچ کس در این زمینه ادعایی نمی نماید که تخلفی صورت نمی گیرد اما به صورت نظام یافته و فراگیر نیست. شیرزاد در رابطه با سخنان قائم مقام معاون آموزشی وزیر بهداشت مبنی بر اینکه بیش از 60درصد دانشجویان رشته های علوم پزشکی براساس سهمیه وارد دانشگاه می شوند واکنش نشان داد و گفت: ما در کنکور چند نوع سهمیه داریم. سهمیه مناطق، ایثارگران، جانبازان، خانواده شهدا و هیأت علمی. مسئولانی که در خصوص سهمیه پزشکی صحبت می نمایند و می گویند این رشته رانتی و سهمیه ای شده باید معینا نوع سهمیه آن را معین نمایند. بزرگ ترین سهمیه بعد از سهمیه مناطق، سهمیه ایثارگران و جانبازان بوده که الان سال هاست از جنگ تحمیلی گذشته و این سهمیه ناچیز است. باید مسئولان در رابطه با سهمیه ها شفاف و با شهامت صحبت نمایند. فرقی نمی نماید این سهمیه هیأت علمی باشد یا ایثارگری؛ بالاخره باید معین گردد چه کسانی از سهمیه ها و چگونه استفاده می نمایند.

  • چراغ خاموش ها

در کنکور سراسری علاوه بر سهمیه مناطق (طبقه بندی مناطق کشور برحسب میزان دسترسی به منابع آموزشی و رفاهی و محل زندگی متقاضیان به 3منطقه آموزشی) و سهمیه رزمندگان، ایثارگران و خانواده شهدا، سهمیه دیگری وجود دارد تحت عنوان سهمیه فرزندان اعضای هیأت علمی دانشگاه ها که اتفاقا هم به صورت معین درباره آن هیچ صحبتی به میان نمی آید و آماری هم ارائه نمی گردد ولی قابل تأمل ترین نوع امتیازدهی در کنکور همین سهمیه است و همه ساله به صورت چراغ خاموش ذینفعان از آن بهره مند می شوند؛ سهمیه ای که در سال های اخیر فرزندان اعضای هیأت علمی دانشگاه ها بسیار از آن بهره برده اند و چندین برابر سهمیه فرزندان شهدا بوده است و همچنین یک عضو هیأت علمی گاهی برای چند فرزند خود از آن استفاده می نماید ...

برای مثال طبق آمار متقاضیان سهمیه های کنکور97، در گروه آزمایشی هنر کل داوطلبان سهمیه خانواده شهدا 8نفر، ایثارگران (25درصد) 321نفر، ایثارگران (5درصد) 755نفر و رزمندگان 17نفر بوده اند درصورتی که مجموع داوطلبان سهمیه در این گروه آزمایشی 12هزار و 237نفر بوده که شامل انواع سهمیه ها می شده و اتفاقا هیچ نامی هم از سهمیه اختصاص داده شده به اعضای هیأت برده نشده است. در حساس ترین و پرطرفدارترین گروه آزمایشی کنکور97 یعنی رشته علوم تجربی نیز از بین 642هزار و 761نفر شرکت نماینده، 927سهمیه به خانواده شهدا اختصاص یافته است. درحالی که بسیاری از اعضای هیأت علمی به راحتی فرزندان شان را از هر نقطه ای که در دانشگاه قبول شده باشند به بهترین دانشگاه های کشور منتقل می نمایند و از سهمیه بهره می برند. در این بین حتی دیده می گردد که یک عضو هیأت علمی نه تنها یک فرزند بلکه چند فرزند خود را با استفاده از سهمیه هیأت علمی به بهترین دانشگاه های کشور منتقل نموده است.

منبع: همشهری آنلاین
انتشار: بروزرسانی: 14 آبان 1398 شناسه مطلب: 494

به "سایه سهمیه برسر عدالت آموزشی" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "سایه سهمیه برسر عدالت آموزشی"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید